ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

275

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) عفان بن مسلم از حماد بن سلمه و وهيب بن خالد ، از حميد ، از انس بن مالك نقل مىكنند كه * دوست داشتنىترين خوراك در نظر عمر كنجاله كنجد و زيتون و بهترين آشاميدنى در نظرش نبيذ [ 1 ] بوده است . عفان بن مسلم و مسلم بن ابراهيم هر دو از جعفر بن سليمان ، از مالك بن دينار ، از حسن بصرى نقل مىكنند * عمر تا هنگامى كه كشته شد فقط از روغن معمولى با پيه و گاهى از روغنهاى معطر براى چرب‌كردن موهاى سر خود استفاده مىكرد . سعيد بن محمد ثقفى از احوص بن حكيم ، از پدرش روايت مىكند * براى عمر گوشت آميخته با روغن آوردند ، از خوردن آن خوددارى كرد و گفت : اين دو خورش است . وليد بن اغرّ مكى از عبد الحميد بن سليمان ، از ابو حازم نقل مىكند * عمر به خانهء دختر خود حفصه آمد . براى او آبگوشت سردى با نان آوردند و بر آن روغن زيتون ريخته بودند . گفت : دو خورش در يك ظرف . هرگز تا هنگامى كه خداى خود را ملاقات كنم نخواهم خورد . يزيد بن هارون از هشام ، از حسن بصرى نقل مىكند * عمر پيش مردى آمد و از او آب خواست آن مرد آب آميخته با عسل براى او آورد . گفت : اين چيست ؟ گفت : عسل است ، عمر گفت : به خدا قسم نبايد روز رستاخيز در مورد آشاميدن چنين شربتهايى حساب پس بدهم . ابو معاويه ضرير و عبد الله بن نمير هر دو از اعمش ، از شقيق ، از يسار بن نمير نقل مىكنند كه مىگفته است * به خدا سوگند هيچ گاه براى عمر آرد را نبيختم و الك نكردم مگر اينكه خلاف دستور او رفتار كنم . واقدى از معمر بن راشد ، از زهرى ، از سائب بن يزيد ، از پدرش نقل مىكند كه مىگفته است * در دل شب در قحطى رماده عمر بن خطاب را ديدم در مسجد پيامبر ( ص ) نماز مىگزارد و دعا مىكرد و مكرر مىگفت : خدايا ما را با قحطى نابود مگردان و اين بلا و سختى را از ما بردار . واقدى از يزيد بن فراس ديلى ، از سائب بن يزيد نقل مىكند كه مىگفته است * در

--> [ 1 ] . نبيذ ، به معنى آب خرما و انگور جوشيده و به اصطلاح مىپخته است و ظاهرا مسكر و مست كننده نبوده است ، و بسيارى از علماى اهل سنت آن را خمر نمىدانند . - م .